شمارهٔ ۳۳۸
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
بیا که بی تو نه ساغر نه شیشه می ماند
تو چون نباشی مجلس به بیشه می ماند
تو رفتی از دل و در سینه آرزوت به جاست
که چون نهال شود کنده ریشه می ماند
ستم زیاده ز حد می کنی و پنداری
که ملک دل به تو بیداد پیشه می ماند
از آن به سیر گلستان نمی رود زاهد
که شکل غنچه سراپا به شیشه می ماند
دگر به یاد که در کوه کندنی فیاض
که نالة تو به آواز تیشه می ماند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş