شمارهٔ ۳۶۴
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
گریة خونین نداند هر که چشمی تر کمند
بایدت خون خورد تا اشک تو رنگی بر کند
کی نهد لب بر لب ما از غرور حسن و ناز
آنکه بهر بوسه ای خون در دل ساغر کند
کوثرم خونابه شد بی او ولی در کام من
قطرة خونابه را یاد لبش کوثر کند
طفل شوخ من کش از لب شیرة جان می چکد
فرصتش بادا که نی در ناخن شکر کند
وادی دل پر خطرناک است کو فیاض کو
نقش پای شیر دل مردی که این ره سر کند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş