شمارهٔ ۳۷۴
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
به جفا چون بتان قرار کنند
فکر عشاق بیقرار کنند
تیره تر تا کنند عاشق را
دستة زلف تار تار کنند
هر دم از جلوه گر دلی نبرند
بنشینند و پس چه کار کنند
منت مرهمش به جان دارند
هر که را خاطری فگار کنند
صید دشمن شدند ماهوشان
دوستان را چنین شکار کنند
وه چه جادوگرند گلرویان
برگ گل را بنفشه زار کنند
غمگساری کنند نام ولی
غم دل را یکی هزار کنند
دست بر دست اگر زنند رواست
که خزان حنا بهار کنند
بهر خط می کشیم زحمت زلف
مشق ثلث از پی غبار کنند
عزت هر که بیش خواری بیش
سر منصور را به دار کنند
لطف پنهان کنند با فیاض
صد جفا گرچه آشکار کنند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş