شمارهٔ ۳۷۳
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
چه حد غنچه که در پیش یار خنده کند
گل تبسم او بر بهار خنده کند
به فصل گل ز میم توبه می دهد زاهد
کجاست شیشه که بی اختیار خنده کند
به روی من گل بختی نکرد خنده ولی
به تیره بختی من روزگار خنده کند
لب تبسم برقی ندیده ام افسوس
نشد که خرمن ما یک شرار خنده کند
ملال می چکد از زهر خنده ام فیاض
کجاست گریه که بر من هزار خنده کند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş