شمارهٔ ۳۷۷
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
خم خانه جای صحبت اشراقیانه است
گو جام ها به خون فلاطون وضو کنند
هان پر کن از سبوی می ناب کاسه ای
زان پیشتر که کاسة سر را سبو کنند
خونم ز دیده باز ناستد مگر دمی
کاین زخم را به رشتة حسرت رفو کنند
از بیغمان کدورت خامی نمی رود
خود را به خون شعله اگر شست وشو کنند
تا پشت و روی کار مشخص کنند کاش
روی ترا و آینه را روبرو کنند
بدخویی از طبیعت گردون نمی رود
تا آنکه اهل درد به این شیوه خو کنند
فیاض وصل دوست به جان خواستی خموش
عشاق این معامله کم آرزو کنند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş