شمارهٔ ۴۹۸
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
نماند با مژة من غبار گریة شمع
گره فکند سرشکم به کار گریة شمع
سرشک من نخورد آب بی حرارت دل
بود به نقطة آتش مدار گریة شمع
بگو چه سان نکند گل جنون پروانه
که گشت موسم جوش بهار گریة شمع
گره گشای دل تنگ ماست قطرة اشک
شکفته می گذرد روزگار گریة شمع
درآ به خلوت تاریک من شبی فیاض
ببین سرشک مرا یادگار گریة شمع
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş