شمارهٔ ۵۰۲
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
خورشید بر فروزد از آتش تب عشق
مهتاب روی سازد در ظلمت شب عشق
در کاسة سر عقل هفت آسمان زند چرخ
چون جرعه ریز گردد جام لبالب عشق
جوشد ز هر ترانه فواره های اسرار
حسن ارزند به افسون انگشت بر لب عشق
در خون تپد اجابت غلتد به خاک تأثیر
جوشد چو از لب آه آشوب یارب عشق
نه قید دین پرستی نه عارلای مستی
نه نام و ننگ هستی نازم به مشرب عشق
کفرست لایزالی دینست لاابالی
کس را نگشت حالی تحقیق مذهب عشق
دریا برآورد جوش هر قطره را در آغوش
گر سرکشد ز سرپوش خوان مرتب عشق
شد خانقه معطل میخانه ها مقفل
هم قبله ها محول با کشف مطلب عشق
فیاض گوش دل باش کاستاد ما نگوید
جز با زبان ابرو درس مهذب عشق
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş