شمارهٔ ۵۰۳
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
گر هوس آلوده باشد دامان حسن است پاک
زشت رو گر روی در آیینه بنماید چه باک
عشق ما گر طالب حسن تو باشد دور نیست
زانکه دست پاک را لایق بود دامن پاک
دست جیب آموز تا جیب کفن هم پاره کرد
عاقبت چاک گریبان رفت تا دامان خاک
گر شود از نشیة لعل لب او باخبر
خون می فاسد شود از غصه در شریان تاک
عالمی را سوخت فریادم نمی دانم چرا
در تو تأثیری نکرد این ناله های دردناک
یادگاری های عشقست این که با خود در عدم
سینة صد پاره ای داریم و جیب جان چاک
لذت جان دادن فیاض را تا دیده است
خضر در خاک عدم می غلتد از بهر هلاک
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş