شمارهٔ ۵۶۹
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
نه بهر آنکه عالم بر دلم تنگست می نالم
ولی بی ناله بودن در قفس ننگست می نالم
گمان رحم اگر می داشتی کی ناله می کردم
دلم جمع است می دانم دلش سنگست می نالم
نه قانونی است در سوزم نه آهنگی است در سازم
دلم با ناله خوش دارد هر آهنگست می نالم
کمان تیر آه نارسا زور دگر دارد
نفس را دستگاه ناله تا تنگست مینالم
در این پیرانه سر منعم چه حاصل کردن از ناله
مرا تا قامت خم دید چون چنگ است می نالم
مرا با تو اگر وصلست اگر هجرست می سوزم
ترا با من اگر صلح است اگر جنگ است می نالم
گهی چون بحر در جوشم گهی چون کوه خاموشم
ولی فیاض مدهوشم به هر رنگست می نالم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş