شمارهٔ ۶۰۱
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
ما رام خویش بهر تو دلدار گشته ایم
خود را به خاطر تو خریدار گشته ایم
یک کس خبر ز ذوق تماشای او نیافت
جز ما که محو لذت دیدار گشته ایم
پر کرده ایم دفتر و معنی همان یکی است
یک حرف بوده ایم که بسیار گشته ایم
لاف فراخ حوصلگی های ما خطاست
یک جرعه بیش نیست که سرشار گشته ایم
ترسند خلق از تو و ترک گنه کنند
ما تکیه بر تو کرده گنهکار کشته ایم
صد دشنه کار شوخی مژگان نمی کند
ظالم بیا ببین که چه گلزار گشته ایم
صد پرده بیش بر رخ مطلب فزوده شد
فیاض بی خبر که خبردار گشته ایم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş