شمارهٔ ۶۷۷
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
ای که عاشق نیستی پا در حریم ما منه
آب از جو می خور و لب بر لب دریا منه
گر دل سنگین نداری در درون مجنون مشو
گر نباشی کوه پا در دامن صحرا منه
گر نبینی آتشی در خود به خاک ما میا
تا نگردی شمع پایی بر مزار ما منه
فکر فردا گرچه امروزت نباید کرد لیک
آنچه امروزست در کار از پی فردا منه
جز پشیمانی ندارد جنس دنیا قیمتی
داری ار فیاض عقلی پا درین سودا منه
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş