شمارهٔ ۶۹۰
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
الهی تا بود دنیا تو باشی
نباشد درد و غم هر جا تو باشی
بود تا عشق را دل های مجروح
الهی مرهم دل ها تو باشی
منم امروز و فردا لیک چندان
که هست امروز را فردا تو باشی
اگر من با تو در هستی نگنجم
الهی من نباشم تا تو باشی
ز من پنهان چه می گردی همان به
که من پنهان شوم پیدا تو باشی
به این امید شب ها روز سازم
که روزم در دل شب ها تو باشی
ز دل فیاض را هم دور کردم
که دایم در دلم تنها تو باشی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş