شمارهٔ ۶۹۱
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
زهی به پیش لبت کار عقل مدهوشی
زبان نطق نوآموز حرف خاموشی
به یاد رحم تو زان دیر می رسیم که هست
دل رحیم تو مجموعة فراموشی
که می تواند درد مرا دوا کردن
به مجلس تو به غیر از زبان خاموشی
گرم تو قدر ندانی غم تو می داند
مرا به هیچ خریدی به هیچ نفروشی
به احتیاط ز خود رو به بزم او فیاض
بهوش باش گرت هست میل بیهوشی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş