شمارهٔ ۲۵۰
غ غالب دهلوی
0
Altın Yaprak
آسمان بلند را میرم
ابر کحلی پرند را میرم
می فریبد مرا به بازیچه
دل زار و نژند را میرم
شوری اشک در نظر خوارست
تلخی زهرخند را میرم
شحنه مدح حضرت اعلی است
سخن دلپسند را میرم
سر راهش نشستنم هوس ست
خاک پای سمند را میرم
ره نشین ویم زهی توقیری
طالع ارجمند را میرم
جذب الفت به سوی وی کشدم
این نوآیین کمند را میرم
می کند رخنه در جگر غم هجر
این جگر در کلند را میرم
شاعرم منشیم ظریف و شریف
این اضافات چند را میرم
وایه جوید ز حضرت اعلی
غالب مستمند را میرم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş