شمارهٔ ۱۷۶
ق قاسم انوار
0
Altın Yaprak
حلقه بر در مزن که بارت نیست
خانه کمتر طلب که جارت نیست
گفتمت ناروا مدار چنان
هوس دار و این دیارت نیست
هرچه با یاد خویشتن باشی
فکر خود کن که فکر یارت نیست
نان خورش یاد یار می باشد
گر همه شام و گر نهارت نیست
نوش بادت نصیحت مستان
باده می نوش چون خمارت نیست
آدمی چون ترا بدست آرد
اشتر مستی و مهارت نیست
قاسمی شد مقیم خاک درت
بعد از این حاجت تجارت نیست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş