شمارهٔ ۲۵۰
ق قاسم انوار
0
Altın Yaprak
چو عکس مشرق صبح ازل هویدا شد
جمال دوست ز ذرات کون پیدا شد
همیشه خم شراب ازل مصفا بود
ولی بجان و دل ما رسیداصفا شد
در خزانه رحمت بقفل حکمت بود
زمان دولت ما رسیددروا شد
بجز در آینه جان ما نکرد ظهور
جمال عشق که هم اسم و هم مسما شد
جهان ز پرتو روی حبیب روشن گشت
بجان دوستکه آن روشنی هم از ما شد
حدیث دوست ببازار کاینات رسید
قیامتی که نهان بود آشکارا شد
هزار جان مقدس فدای شاه عرب
که عیش قاسمی از عشق او مهنا شد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş