شمارهٔ ۴۱۶
ق قاسم انوار
0
Altın Yaprak
بیار ساقی عشاق جام مالامال
هزار نعره مستان هزار بانگ تعال
بیار ساقی از جامهای دوشینه
که بی تو جان و دلم را ز تن گرفت ملال
دلم که مست خرابست باده می جوید
هزار جام پیاپی ز بادهای زلال
دمی حجاب نقاب از جمال خود بگشا
مبارکست جمالت گرفته ایم بفال
رقیب کرد جدایی میان ما چه کنم
گناه اگر دگری کرد خون ماست حلال
دلم گرفت ندانم که با که شکوه کنم
ز نهرهای ریایی و حالهای محال
بقاسمی نظری کن بحق مردانی
یسبحون لکم بالغدو والاصال
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş