شمارهٔ ۱۱۱
ق قصاب کاشانی
0
Altın Yaprak
عاقبت کوی تو ما را مسکن دل می شود
هرکجا پا ماند از رفتار منزل می شود
عشق را می دار در خاطر که می افتد به دام
مرغ زیرک چون ز یاد لانه غافل می شود
آنچه می کارد اگر نیک است یا بد عاقبت
حاصل دهقان همان در وقت حاصل می شود
مست عشقم زلف را بردار از پای دلم
در کجا دیوانه از زنجیر عاقل می شود
می رود از دست او سررشته آسودگی
هرکه چون قصاب بر روی تو مایل می شود
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş