شمارهٔ ۱۶
ق قصاب کاشانی
0
Altın Yaprak
بیایید ای حریفان تا مگر جوییم راهی را
به سوی عشق از این نامرادی ها پناهی را
ز رخسار و قد و چشم تو هر کس می برد بخشی
گلستان رنگ و سرو اندام و آهو خوش نگاهی را
بر آب افتد اگر عکسی از آن برگشته مژگانش
برون آرد روان از آب چون قلاب ماهی را
به تقصیر نگاهی می دهد جان در ره جانان
چو عاشق کس نمی داند زبان عذرخواهی را
متاع ناروایی داری از قصاب از او بگذر
که اینجا می پسندند اشگ سرخ و رنگ کاهی را
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş