شمارهٔ ۲۰۰
ق قصاب کاشانی
0
Altın Yaprak
گوییا خط عارض آن دل ربا را کرده حفظ
طوطی این آیینه گیتی نما را کرده حفظ
جز خضر عمر ابد دیگر نصیب کس نشد
خط او سرچشمه آب بقا را کرده حفظ
زعفرانی ساخت در عشق تو ما را ضعف تن
کاه ما از جذبه رنگ کهربا را کرده حفظ
کاروان شب گذشت از دل فغانی برنخاست
پنبه غفلت به گوش ما صدا را کرده حفظ
خسته عشقیم و درد ما است محتاج وفا
از ره شوخی طبیب ما دوا را کرده حفظ
ناله بی تابی دل در فلک پیچیده است
شورش دیوانه ام دارالشفا را کرده حفظ
با رضای دل گزیدم خاک درگاه رضا
آنکه قصاب از گزند دهر ما را کرده حفظ
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş