شمارهٔ ۶۲
ق قصاب کاشانی
0
Altın Yaprak
پیش شمشیر تو تسلیم شدن دین من است
در سر کوی تو قربان شدن آیین من است
به فلاطون پی تعظیم فرو نارم سر
خشت بالای خم میکده بالین من است
بیستون را به فلاخن نهم از قدرت عشق
کارفرما اگر اندیشه شیرین من است
عشق را با فلک و ثابت و سیاره چه کار
سینه افلاک من و داغ تو پروین من است
چشم وحشی نگهی برد دل ما قصاب
این غزالی است که گیرنده شاهین من است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş