شمارهٔ ۸۶
ق قصاب کاشانی
0
Altın Yaprak
ای وصل تو را آرزوی دل شده باعث
بر راه تو ام دوری منزل شده باعث
در گوشه ابروی تو آن خال مرا کشت
بر قتل من این زهر هلاهل شده باعث
گر دیر دهم جان ز غمش نیست ز سختی
شوق رخ آن شوخ شمایل شده باعث
دانی ز چه رو گل نتوان چید ز رویش
بر عارضش آزرم چو حایل شده باعث
بر قتل من غم زده بی سروسامان
تیغ دو دم ابروی قاتل شده باعث
قصاب تو را کی بود از بند خلاصی
در گردنت آن زلف سلاسل شده باعث
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş