شمارهٔ ۵۴ - حضرت بیچون
ع عبدالقادر گیلانی
0
Altın Yaprak
بی تماشای جمالت روضه را هامون کنم
حور عین را از درون قصرها بیرون کنم
حور زیبا روی را خواهیم دادن سه طلاق
گرنه رو در نور روی حضرت بیچون کنم
روضه را جلوه مده رضوان که بالله العظیم
من به یک آهش بسوزانم تو را مجنون کنم
آب دارد ای بهشتی کوثر و طوبای تو
من به یکدم کار و بار هر دو را یکسو کنم
گرنه در فردوس باشد دیدن دیدار دوست
زاویه در هاویه بگزیده دیده خون کنم
ایهاالعشاق اگر معشوق بردارد نقاب
دیده ما در خور او نیست آیا چون کنم
محیی با ما دار خود را بی ریاضت تا تو را
چون جنید و شبلی و بایزید و ذوالنون کنم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş