غزل شمارهٔ ۹
ه هاتف اصفهانی
0
Altın Yaprak
گل خواهد کرد از گل ما
خاری که شکسته در دل ما
از کوی وفا برون نیاییم
دامن گیر است منزل ما
مرغان حرم ز رشک مردند
چون بال فشاند بسمل ما
نام گنهی نبرد تا کشت
ما را به چه جرم قاتل ما
کار دگر از صبا نیامد
جز کشتن شمع محفل ما
بی رحمی برق بین چه پرسی
از کشته ما و حاصل ما
خندد به هزار مرغ زیرک
در دام تو صید غافل ما
هاتف آخر به مکتب عشق
طفلی حل کرد مشکل ما
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş