غزل شمارهٔ ۸۹
ه هاتف اصفهانی
0
Altın Yaprak
ای که در جام رقیبان می پیاپی می کنی
خون دل در ساغر عشاق تا کی می کنی
می نوازی غیر را هر لحظه از لطف و مرا
دم به دم خون در دل از جور پیاپی می کنی
راه اگر گم شد نه جرم ناقه از سرگشتگی است
بی گناه این راه پیما ناقه را پی می کنی
ناله و افغان من بشنو خدا را تا به کی
گوش بر آواز چنگ و ناله نی می کنی
ساقیا صبح است و طرف باغ و هاتف در خمار
گر نه در ساغر کنون می می کنی کی می کنی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş