شمارهٔ ۲۹۱
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
باده بیار و هوش را از سر ما روانه کن
زاهد خرقه پوش را مست می مغانه کن
چند به باد می دهی طره ترهات را
واعظ شهر نیستی زمزمه عاشقانه کن
غازه افتخارکش ناصیه نیاز را
صدر نشین عشق شو سجده آستانه کن
گوشه چشم عشوه ای از تو به کار می خوش است
رطل گران باده را لجه بیکرانه کن
رهبر سالکان بود سلسله ارادتی
طره خم به خم بکش زلف مراد شانه کن
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş