شمارهٔ ۴۴۶
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
دهد ساقی اگر ساغر چنین مخمور نگذارد
بود گر جلوه مستانه این مستور نگذارد
به افسونی طبیب عشق درمان کرد دردم را
محبت را دم عیسی بود رنجور نگذارد
در آن بزمی که من پیمانه توحید پیمایم
خمارم قطره ای در ساغر منصور نگذارد
عمارت برنمی تابد کهن ویرانه دنیا
چرا سازم که سیلاب فنا معمور نگذارد
اگر نگذارد از کف کاسه کشکول قناعت را
گدا از ناز پا را بر سر فغفور نگذارد
به صدق دل گر آید جانب میخانه من ضامن
که ساقی عقدهای در خاطر انگور نگذارد
حزین در عشق از کف لنگر تسلیم نگذاری
مجال دست و پا این قلزم پرشور نگذارد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş