شمارهٔ ۷۲۲
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
خشت خرد به روزنه قال می زنیم
در سومنات عشق دم از حال می زنیم
کوتاهتر ز تار نگاه تغافل است
از بس گره به رشته آمال می زنیم
از لب گذشته است چو گل موج خون دل
بازپچه خنده بر رخ اطفال می زنیم
جز داغ عشق آیت دیگر نشان نداد
سی پاره دلی که ازو فال می زنیم
گلگون به چشم بوالهوسان جلوه می کند
از بس تپانچه بر رخ اقبال می زنیم
این سایه بلند ز سرو ریاض کیست
عمری درین هواست پر و بال می زنیم
ریحان ماست خنجر و تیغ و سنان حزین
خود را به قلب غمزه قتال می زنیم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş