شمارهٔ ۳۳۶
ج جهان ملک خاتون
0
Altın Yaprak
روزی ز دری گذشتم اندر خیلی
مجنون دیدم که می زدی واویلی
گفتم که چنین واله و شیدات که کرد
فریاد برآورد که لیلی لیلی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş