شمارهٔ ۶۵۵
ج جهان ملک خاتون
0
Altın Yaprak
فروغ حسن تو تا در کمال خواهد بود
زبان فکر من از مدح لال خواهد بود
حرام باد بر آن کس همیشه خواب و قرار
که گفت خون دل ما حلال خواهد بود
به جان رسید دل ما ز هجر تو تا کی
تو را ز صحبت ما این ملال خواهد بود
به حسن تکیه مکن بیش از این که هم روزی
کمال حسن تو را هم زوال خواهد بود
اگر چو عود نوازی به وصلم از هجران
یقین که عاقبتم گوشمال خواهد بود
اگر جهان همه حوری شوند پیوسته
دو دیده ام نگران جمال خواهد بود
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş