شمارهٔ ۶۵۵
ج جویای تبریزی
0
Altın Yaprak
لب تو چون نمک نوشخند خواهد شد
صدای قهقهه گل بلند خواهد شد
چنین که گشته نمک پاش خنده لعل لبت
علاج درد دل دردمند خواهد شد
عجب که مهر به معراج حسن او برسد
شراره ای چقدرها بلند خواهد شد
دلم عبث نه به آن زلف عنبرین آویخت
به بام عرش برین زین کمند خواهد شد
چنین که گرمی خوی تو دلنواز من است
به بال ناله ز خویش این سپند خواهد شد
چنین که بنده شاه ولایتی جویا
امید هست که کارت ز بند خواهد شد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş