شمارهٔ ۱۰۴۰
ج جویای تبریزی
0
Altın Yaprak
آه که امشب چه ها با دل ما کرده ای
بر در مستی زده باز چه ها کرده ای
دوخته بودم به صبر چاک دل خویش را
پیرهن طاقتم باز قبا کرده ای
هرچه دلت رو به اوست قبله آمال اوست
شیشه دل را چنین قبله نما کرده ای
پنبه ز آتش ندید سنگ به مینا نکرد
آنچه تو بی رحم با اهل وفا کرده ای
بر جگرم از نگه سونش الماس ریز
زخمی خود را اگر فکر دوا کرده ای
غم مخور از روز حشر پرتو جویا علی است
بندگی سرور هردو سرا کرده ای
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş