شمارهٔ ۱۰۵۱
ج جویای تبریزی
0
Altın Yaprak
می افزود چراغ زندگانی
بود آبی به باغ زندگانی
گل داغ پشیمانی نچینند
سیه کاران ز باغ زندگانی
بنوش آب حیات باده چون خضر
اگر داری دماغ زندگانی
بیفکن جام از کف پیش از آن دم
که پر گردد ایاغ زندگانی
مرو دنبال عمر رفته جویا
نگیرد کس سراغ زندگانی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş