شمارهٔ ۱۵۰
ج جویای تبریزی
0
Altın Yaprak
افتاد عکس عارضت ای مه جبین در آب
شد موسم بهار گل آتشین در آب
شمشیر موج تیغ سیه تاب می شود
شوید سیاه بخت غمت گر جبین در آب
با اشک ریزد از مژه صافست گر دلت
آری همیشه درد بود ته نشین در آب
مینای چرخ تا شده لبریز اشک ما
مانند درد اده نهان شد زمین در آب
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş