شمارهٔ ۱۶۵
ج جویای تبریزی
0
Altın Yaprak
خون خوردن اینقدر پی تحصیل مال چیست
دانسته ای که زندگیت را مآل چیست
بی بهره نیست هیچ کس از روشنی چو ماه
جز فیض عام حاصل کسب کمال چیست
بر روی خواب غفلت دلها زند گلاب
آگه نگشته ای عرق انفعال چیست
از آسمان حصول تمنا چه ممکن است
خون خوردن تو در طلب این محال چیست
در پیش تیغ ابرو و خورشید عارضش
سیف الملوک کیست بدیع الجمال چیست
پیچیند اهل فقر به دور شکم دوال
در صید نفس حاجت طبل و دوال چیست
مه را به چشم عبرت اگر کس نظر کند
داند که داغ خجلت روی سؤال چیست
جویا بنوش می که کریم است کردگارد
آنجا که فضل اوست هراس از وبال چیست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş