شمارهٔ ۱۶۹
ج جویای تبریزی
0
Altın Yaprak
هر ناله دل من آواز دلگشایی است
هر آه شعله سوزم مکتوب آشنایی است
هر داغ سینه من مجنون خانه سوزی است
هر قطره سرشکم طفل برهنه پایی است
هر سبزه ای در این باغ آشفته ای است بی خود
هر خار این گلستان کلک سخن سرایی است
هر سنبل پریشان رند سیاه مستی است
هر گل به رنگ خورشید جام جهان نمایی است
از زور طبع بگرفت ملک سخنوری را
جویا به کشور هند طوطی خوش نوایی است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş