شمارهٔ ۱۸۷
ج جویای تبریزی
0
Altın Yaprak
بسکه گرد کلفتش بسته است راه از شش جهت
چون لحد تنگست بر دل دستگاه از شش جهت
همچو بوی غنچه از یاد تو هر شب تا سحر
گشته ما را بستر گل تکیه گاه از شش جهت
هر طرف دیوانه سان زان روی می بینم که هست
جلوه دیدار مقصود نگاه از شش جهت
تیره روزان تو را از تنگنای آسمان
بسته شد مانند خون مرده را از شش جهت
کشتی ما ایمن است از چار موج حادثات
شد و لای پنج تن ما را پناه از شش جهت
این جواب آن غزل جویا که می گوید وحید
همچو شب زلفش کند روزم سیاه از شش جهت
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş