شمارهٔ ۲۹۵
ج جویای تبریزی
0
Altın Yaprak
همین نه مصرع موزون تراقد دلجوست
که خط پشت لبت حسن مطلع ابروست
شب فراق تو خوناب اشک سیلابی است
که کبک را به سر کوهسار تا زانوست
به جنبش مژه چشمت گشود عقده دل
برات خرمی ما به شاخ این آهوست
من و تو چون دو زبان قلم یکی شده ایم
میان ما و تو جویا نگنجد ار یک موست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş