شمارهٔ ۳۰۵
ج جویای تبریزی
0
Altın Yaprak
مهی که مهر رخش در ضمیر ما گرم است
به التفات کرم سرد و با جفا گرم است
زتاب آه جگر خستگان او خورشید
سربرهنه به سر می برد هوا گرم است
به دستیاری عشق تو چون فتیله داغ
به هر کجا که نشینیم جای ما گرم است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş