شمارهٔ ۳۰۷
ج جویای تبریزی
0
Altın Yaprak
آنچه هرگز محرم گوشت نشد داد من است
وآنچه نگذشته است در خاطر ترا یاد من است
ناله می گردد تکلم بر لبم از درد هجر
گفت و گوی من چو نی دور از تو فریاد من است
پنجه صد کوهکن پیچیده دست قدرتم
بیستون دل تیشه ناخن پنجه فرهاد من است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş