شمارهٔ ۳۹۳
ج جویای تبریزی
0
Altın Yaprak
ابروست که بر چهره دلدار بلند است
یا مطلع برجسته بسیار بلند است
در ظرف خیال تو محال است درآید
پست است ترا دانش و اسرار بلند است
بگرفت دل از تربیت جسم که خانه
آید به نظر تنگ چو دیوار بلند است
هرگز چو چیده گلی از فیض بهاران
زان روی زبان گله خار بلند است
گوته بود از ساغر می دست امیدم
یا مصطبه خانه خمار بلند است
خود را به مکان در و دیوار نسنجی
هشدار که این مرتبه بسیار بلند است
پهلو زده بر مقطع او مطلع خورشید
جویای ترا پایه افکار بلند است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş