شمارهٔ ۴۹۴
ج جویای تبریزی
0
Altın Yaprak
حسن صوتی آتش افروز دل من می شود
این چراغ از شعله آواز روشن می شود
می توان در رفتن از خود بیشتر برداشت فیض
مرغ را زان دست در پرواز دامن می شود
با حریف تندخو دایم خموشی پیشه ام
آنچه از تمکین او کم گردد از من می شود
سختی و نرمی بهم در کار باشد زانکه تیغ
می برد چون اتفاق آب و آهن می شود
بسکه از بیداد او جویا دلم در هم شکست
طوطی این آیینه را گر بیند الکن می شود
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş