شمارهٔ ۵۶۵
ج جویای تبریزی
0
Altın Yaprak
رخت آیینه را لبریز صاف نور می سازد
شرر را در دل خارا چراغ طور می سازد
دل اهل ریا از ترک دنیا تیره می گردد
سحر را چشم پوشیدن شب دیجور می سازد
ز دونان بیشتر اهل بصیرت در تعب باشند
مگس با چشم مردم خویش را زنبور می سازد
علاج چرخ کج رو پشت دست همتم داند
کمان سخت را سرپنجه پرزور می سازد
ز خود دوری گزین باشد زنزدیکان او گردی
به خود نزدیکیت از بزم جانان دور می سازد
به عنوان کنایه ریزه خواینهای غیر امشب
ز غیرت خاطرم را محشور زنبور می سازد
نباشد بی سبب آمیزش می با کدو جویا
مزاج خشک مغزان را می انگور می سازد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş