شمارهٔ ۷۱۹
ج جویای تبریزی
0
Altın Yaprak
بی جلوه روی تو نظر بسته نکوتر
راه نگاه دیده تر بسته نکوتر
ناداری ما به بود از بخل توانگر
دست تهی از کیسه سربسته نکوتر
افتد به جهان شور ز شیرینی حرفت
ای پسته دهن نطق تو بر بسته نکوتر
بی دیدن دیدار تو چون دیده ساغر
راه نظر از خون جگر بسته نکوتر
جویا مکن از جور فلک شکوه که خان گفت
نگشودن این حقه سربسته نکوتر
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş