شمارهٔ ۸۴۷
ج جویای تبریزی
0
Altın Yaprak
بسکه با سامان شد از حسن ملیحی دیدنم
بر کباب دل نمک پاشد نگه دزدیدنم
آه کز غم در شب هجران او فریاد را
ناله زنجیر می سازد به خود پیچیدنم
هر دو عالم کفه میزان سزد قدر مرا
عقل کل از روی دقت خواهد ار سنجیدنم
گر به قدر شوق جانان جسم را سامان دهند
می شکافد نه فلک را چون قفس بالیدنم
خاطر افسرده ام جویا محیط عالم است
دهر را ماتم سرایی می کند رنجیدنم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş