غزل شمارهٔ ۳۴۹
خ خاقانی شروانی
0
Altın Yaprak
ز بدخویی دمی خو وانکردی
مراعاتی به جای ما نکردی
بر آن خوی نخستینی که بودی
از آن یک ذره کمتر وا نکردی
به جای من که بر عهد تو ماندم
ز بدعهدی چه ماندت تا نکردی
مگر لطفی که از تو چشم دارم
در آن عالم کنی که اینجا نکردی
کجا یک وعده ام دادی که در پی
هزار امروز را فردا نکردی
پی یک بوسه گرد پایه حوض
بسی گشتم تو دل دریا نکردی
شنیدی حال خاقانی که چون است
ولی بر خویشتن پیدا نکردی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş