شمارهٔ ۱۱۳
خ خیالی بخارایی
0
Altın Yaprak
باد از هوای کوی تو پیغام می دهد
جان را به بوی وصل تو آرام می دهد
یارب چه دولت است که هر شب سگت مرا
بعد از دعای جان تو دشنام می دهد
خوش بوست عود لیک به دور خطت خطاست
هرکس که دل به نکهت آن خام می دهد
آن نیست جم که دور به زیر نگین اوست
جم ساقیی ست کاو به کسی جام می دهد
گر تحفه غمت به خیالی رسد ز شوق
اول به مژده حاصل ایام می دهد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş