شمارهٔ ۳۲۹
خ خیالی بخارایی
0
Altın Yaprak
کسی که پیروی عشق نیست عادت او
به گمرهی ست مبدل همه عبادت او
دلا نصیحت رندان به زهد و علم مکن
که اعتراض روا نیست برارادت او
شکسته یی که به تیغ هوس شهید تو نیست
درست نیست به قول خرد شهادت او
اگر چو لاله به اقبال بندگی گل نیز
قبول داغ تو یابد زهی سعادت او
به فکر چشم تو بیمار شد خیالی و هیچ
امید نیست که آید کسی عیادت او
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş