شمارهٔ ۳۲۸
خ خیالی بخارایی
0
Altın Yaprak
صوفی ما جام باشد باده تا باشد در او
هرکه دارد باطن صافی صفا باشد در او
ابر چون باران ببیند سیل مژگان مرا
از خجالت آب گردد گر حیا باشد در او
گفته ای رنگی ست روزی از گل رویم تو را
وعده خوب است اگر بوی وفا باشد در او
طاق ابروی تو بر روی نکو بی وجه نیست
هر کجا قبله ست محراب دعا باشد در او
سر دهد بر باد روزی ای خیالی همچو سرو
هر سری کز جانب سروی هوا باشد در او
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş