شمارهٔ ۳۶۷
خ خیالی بخارایی
0
Altın Yaprak
گر ای دل بر طریق عذرخواهی
به راهش سر نهادی سر به راهی
کسی قدر رخ و زلفت شناسد
که بشناسد سفیدی از سیاهی
که بخشد روشنی گفتی شبت را
چو گفتی بر تو می ماند که ماهی
چو مه چندین مناز از خرمن حسن
که زود آن فرصتی آید که کاهی
گدایی تو می خواهد خیالی
تو گر خواهی و گرنه پادشاهی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş